![]() |
![]() |
|
| کار جنون ما به تماشا کشیده است....گفتم تو هم بیای و تماشای ما کنی |
|
السلام علیک یا بقیه الله(عج) السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)
خطایی کردم که شاید دعوت رسمی خودت را پس گرفتی.....بهت حق میدم......شایدم خودم دعوت قشنگتو قبول نکردم....دعوتی که خیلی خاص بود....خیلی.......... چقد دلم هوای حرمتو داره آقا..........تا کی باید تاوان اشتباهم رو بدم......دلم واسه کبوترات تنگ شده......کبوترایی که چه بسا از منه مدعی بهترو بهترن...........سعادت دارن وبی لیاقتی از منه گنه کاره.......برای صدای نقاره هات دم طلوع آفتاب برای شلوغی حرمت برای عطر ضریحت برای نماز صبحایی که توی صحن روبروی گنبد طلاییت می خوندم ظهرایی که از گرما و عطش با خنکای آب سقا خونه ات جون می گرفتم...دلم برای همه چی تنگ شده یاد پنجره فولادت بخیر که هر وقت میدیدمش یاد کربلا می افتادم...یاد اذن دخولایی که می خوندم و اشکی که از چشمای پر گناهم جاری می شد.یاد همه چی بخیر.............. یاد همه چی بخیر ای کاش همه چی دوباره تکرار می شد دوباره می طلبیدی و دوباره با عشق میاومدم...آقا بدی منو به خوبی خودت نبین ومنو بخواه که دلم برات تنگ شده و منتظر نگاهتم....یه نگاه خاص و متفاوت.......... میگن حرمت قطعه ای از بهشته.....خب دیگه همه چی معلوم شد....توی بهشت که گنه کارا رو راه نمیدن....باشه آقا ...اینم از منطقم.....حالا جواب دلمو بده......دلمو چطوری راضی کنم؟؟؟قسمت نمیدم......می خوام منو به خاطر خودم بخوای.....نه به خاطر حرمت کسی که بهش قسم میخورم.....چیزی قشنگتر از گنبد خوشگلت سراغ ندارم.....هوایی مطبوع تر از خنکای حرمت که بهشت است و هوایی بهشتی هم داره نمیشناسم....نیاز به فیلتر دارم...آقا اگه دعوتم نکنی خودمو لجنزار وباتلاقی حساب میکنم...که دارم توش دست و پا میزنم....فقط بیشتر فرو میرم....میفهمم که اینقد بدم که ........میفهمم دلم دیگه هیچ ارزشی نداره..... دلم تنگ شده برات .....اقا دلم تنگ شده برات......دلم میخواد بیام پیشت........دلم میخواد ..... دارم تورو آرزو میکنم..........یه آرزوی قشنگ......دلم میخواد ساعتها بشینمو اون گنبد طلاییتو.....گلدسته خوشگلتو....زائرای خداییتو.....ببینم...دلم میخواد بیامو اذن دخول بخونم........خیلی دلم تنگه توست اقا.....دعوتم کن تا فک نکنم باهام قهری.....من که جز تو کسی رو ندارم...........تنهام نذار اقای مهربونم...........تو رئوفی.....اینو همه میگن...منم بهش رسیدم.... جواب دلم اینه......مگه قبول نداری که آقات خیلی خیلی مهربونه....پس صبر کن...دل من صبر کن....بذار هروقت خواست تورو به آرزوت برسونه فقط امام رضای مهربونم.........صبر من کمه ها........
اللهم عجل لولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 بهمن1388ساعت 22:12 توسط یاس |
|
|
شرمنده ام... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آذر1388ساعت 17:54 توسط یاس |
|
|
و دوستی پرسید اشک چیست؟
و من هیچ نگفتم..... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 14:49 توسط یاس |
|
|
غدیر فقط یه عید نیست ،یه جشن نیست،غدیر خیلی بزرگتر از این حرفاست،غدیر سعادته،لفتخاره، عزته علی بزرگه اونقدر بزرگ که نمیشه بزرگیش توی این واژه های کوچیک کنجاند....وقتی میگی علی....عشق و قدرت،افتخار و عزت و تمام احساس های خوب بهت دست می ده وقتی میگم علی.....دلم میلرزه....کلی کیف میکنم....یه حسی میشم که نمیتونم وصفش کنم وقتی میگم علی....یه کم خجالت هم میکشم.شیعه...وقتی میگم شیعه دلم هم میسوزه.... ای کاش عید غدیرو با امام زمان (روحی فداه) میگذروندیم....کاش آقا میومد و......
یا علی....تو کیستی که جهان وجهانیان در خم یک کوچه ازشهر بیکران تو مانده اند....یا علی...تو کیستی که آرزو را شرمنده و عشق را پیش پای خود به زانو درآوردی....تو کیستی...تو کیستی...که درروز تولد،غدیر،و شهادتت چشمان شیعیان بحق تو اشکان و دلشان از نیامدن فرزندت پرخون است. یا علی....واژه های این ذهن فرسوده از هیاهوی دنیا،اینقدر کم و سست هستند که پرتویی ازنور تو راهم نمی توانند به دوش کشند
چه بگویم که دلم شرمنده است و چشمم منتظر....منتظر نگاهی هرچند می دانم نگاهی از من را نمی یابی.... مولای من!یا امیری!
اینقدربرای من بزرگی ....که وسعت حضورت....ذهن و قلب مرا حکمفرما شده و زبانم یارای گفتن از تو...دستانم توان نوشتن از تو ندارد...مولا...عذر تقصیر......! یا علی........یا علی.........یا علی.......چه بگویم از تو که تمامی نداری وشروع تو از ازل تا ابد است...در مقابل تو...درمقابل فکر تو....در مقابل عشق تو.........کم میارم.........میمیرم.....!
یا امیرالمومنین(علیه السلام) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 آذر1388ساعت 1:37 توسط یاس |
|
|
ز تمام بودنی ها تــــو فقط از آن من باش .... که به غیر بــا تــو بودن ، دلم آرزو ندارد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 آبان1388ساعت 15:31 توسط یاس |
|
|
سلام بعد از مدت ها اومدم.....اما بازم می خوام برم..... به خاطر دلایلی...به خاطر تصمیماتی شاید نبودنم بهتر باشه.... اما شما.....شما دوستای عزیزم منو از دعای خودتون محروم نکنید شاید بعضیا بگن....داره میدونو خالی می کنه..... بعضیا هم بهم حق بدن...... شاید دلیل اصلی بی لیاقتی من باشه...... به خاطر دلایلی..به خاطر تصمیماتی.... دلم میگیره اینطوری مینویسم..... شاید زود اومدم...خیلی زود....همین فردا..... شایدم........... اینجا...این وبلاگ.....خونه من بود....عشقم بود..... اخلاصم بود ....درست حسابی بخوام بگم.. اینجا خودم بودم.....بی هیچ ترسی.....با کمی ادعا.... دعام کنید...لیاقت گم شده امو پیدا کنم.....شاید رفتنم....بیشتر مورد رضایت عزیز دلم مولای مهربانم....باشه..... خودش باید کمکم کنه ........................................................................................ برمیگردم شاید کمی عاقل تر......... کمی آدم تر...... متفاوت تر.... اگه بخواد و دعوتم کنه....... دعاهاتون....نمازشباتون.....یادتون نره بعد از دعای ظهور مارو هم دعا کنید اللهم عجل لولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 16:10 توسط یاس |
|
|
شهادت حضرت زینب کبری(س) اسوه ی صبر و پایداری.....
دلاوری شجاعت.....غیرت.......برحضرت صاحب الامرمهدی صاحب الزمان(عج) تسلیت باد... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 19:15 توسط یاس |
|
|
ماه منیرم برات بمیرم قلبمو دادم به تو و پس نمی گیرم
به مولای خوبم.......تبریک میگم.روز خیلی خوبیه.....روز غرور......روز خوشبختی........ خوشحالم...... اللهم عجل لولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 تیر1388ساعت 19:41 توسط یاس |
|
|
با همه ي بي سر و ساماني ام باز به دنبال پريشاني ام طاقت فرسدگي ام هيچ نيست در پي ويران شدني آني ام آمده ام بلکه نگاهم کني عاشق ان لحظه ي طوفاني ام دلخوش گرماي کسي نيستم آمده ام تا تو بسوزاني ام آمده ام با عطش سال ها تا تو کمي عشق بنوشاني ام ماهي برگشته ز دريا شدم تا که بگيري و بميراني ام خوب ترين حادثه مي دانمت خوب ترين حادثه مي داني ام؟ حرف بزن ابر مرا باز کن دير زماني ايست که باراني ام حرف بزن حرف بزن سالهاست تشنه ي يک صحبت طولاني ام
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 تیر1388ساعت 13:7 توسط یاس |
|
|
میلاد باسعادت دخت نبی اکرم(ص)،بانوی بانوان دو عالم را به مولای عزیزم تبریک عرض می کنم.....! فاطمه،فاطمه است!
روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی! روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری ! روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن.... مادرم روزت مبارک...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 خرداد1388ساعت 16:0 توسط یاس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به صد امیــد نهادیم در این بادیــه پای
/ ای دلیـــل دل گمگشتــه فرو مگــذار تو برای فرجت دست دعا را بردار... شیعه را ورد زبان آمین است... گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست چون من در آن دیار هزاران غریب هست یا مهدی(عج)مولا.....ادرکنی ×××××××××××××× از بار گنه شد تن مسکینم پست یارب!چه شود اگر مرا گیری دست؟ گر در عملم آنچه تورا شاید نیست! اندر کرمت آنچه مرا باید هست السلام علیک یا فاطمه الزهـــــــــرا(س) ×××××××× قرار نيست به واسطه نوشتن براي چون اويي طلبکارش باشيم. آمده ایم تا بگوييم: "آقا ما بدهکاريم؛ خيلي هم بدهکاريم..." ×××××××××××× هیچ کس را طاقت لیلا پرستیدن نبود ، زین جهت لیلای من رخ از همه پنهان نمود ××××××××××××××××× اگه به سمت نور بری سایه ها پشت سرت قرار می گیرند |
|
RSS
|