![]() |
![]() |
|
| کار جنون ما به تماشا کشیده است....گفتم تو هم بیای و تماشای ما کنی |
|
اي بهشت قــرب احــمد فاطــمه (س (ليله قدر محمد (ص) فاطمه(س(
چرا مادرمان را دوست داریم؟
چون ما را با درد به دنيا میآورد و بلافاصله با لبخند میپذیرد چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی حلق ما بريزند ، پشت دستشان میریزند چون وقتی تب میکنیم، آنها هم عرق میریزند چون وقتی توی میهمانی خجالت میکشیم و توی گوششان میگوییم سیب می خوام، با صدای بلند میگویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و ما را عصبانی میکند و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک میزند، با پدر دعوا میکنند چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد چون وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتد كه فلان كار را كه بايد فردا در مدرسه تحويل دهيم يادمان رفته،بعد از يك تشر خودش هم پابه پايمان زحمت ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم چون وسط سریالهای ملودرام گریه میکنند چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکر و ذکرش این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند چون شبهای امتحان و کنکور پابه پای ما کم میخوابد اما کسی نیست که برایش قهوه بیاورد و میوه پوست بکند به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما، گریه میکند و نذر می کند و پوتینهایمان را در هر مرخصی واکس میزند چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند که واقعا باور میکنیم شاخ قول شکاندهایم چون موقع مطالعه عینک میزند و پنج دقيقۀ بعد در حاليكه عينكش به چشمش است ميپرسد:اين عينك منو نديدين؟ چون هیچوقت یادشان نمیرود که از کدام غذا بدمان میآید و عاشق كدام غذاييم ،حتی وقتی که روی تخت بیمارستانند و قرار است ناهار را با هم بخوریم چون همانجا هم تمام فکر و ذکرشان این است كه واي بچم خسته شد بسكه مريض داري كرد و چون هروقت باهاش بد حرف ميزنيم و دلش رو براي هزارمين بار ميشكنيم، چند روز بعد همه رو از دلش ميريزه بيرون و خودش رو گول ميزنه كه :بخشش از بزرگانه چون مادرند! که مادر تنها کسی است که میتوانی تمام فریادهایت را بر سرش بکشی و مطمئن باشی که هرگز انتقام نمی گیرد باشد که روزی بیاید که همه مان به خاطر این که امروز به مادرمان گل و بیشتر از آن (نه کمتر از گل) نگفته ایم ناراحت باشیم و فردا درصدد جبران برآییم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 18:42 توسط یاس |
|
|
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد
سلام آقا باز دوباره مزاحم همیشگیتون اومد... یه جورایی دلم گرفته.....بدجوری پرت شدم...از یه قدم کار خوب کردن میترسم... آقا دعا کن برامون که یار همیشگی بودنت رو باور کنیم..... الهی فدات بشم.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 11:29 توسط یاس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت 21:42 توسط یاس |
|
|
دل خورشید محک داشت؟ نداشت!
یا به او آینه شک داشت؟ نداشت! آسمانی که فلک می بخشید احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت! غیر دیوار و در و آوارش ، شانه ی وحی کمک داشت؟ نداشت! مردم شهر به هم می گفتند در این خانه ترک داشت؟ نداشت! شب شد و آینه ی ماه شکست! دست این مرد نمک داشت؟ نداشت! تو بپرس از دل پرخون غمت! چهره ی یاس کتک داشت؟ نداشت! نداشت!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 اردیبهشت1391ساعت 23:14 توسط یاس |
|
|
دل من باز هم بهانه میگیرد
قلب سرخ تو را نشانه میگیرد
آسمان دلم بارانیست
چشمهایم هوای گریه میگیرد
گشته ام کوچه های شهرم را
شاید از تو نشانی تازه میگیرد
آفتابم چهره افشا کن
حرفهایم بوی شکوه میگیرد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 25 فروردین1391ساعت 17:5 توسط یاس |
|
|
عجب دنیاییه......
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 فروردین1391ساعت 17:0 توسط یاس |
|
![]()
رسول الله در شأنش فرمود: اگر قرار بود "تمام حُسن" در یک شخص مجسم و تجمیع می شد، "فاطمه"می شد
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 15 فروردین1391ساعت 19:49 توسط یاس |
|
باغ بهشت وحی را نخل به خون کشیده ام |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 15 فروردین1391ساعت 19:29 توسط یاس |
|
|
امسال را بدون تو آغاز می کنیم
ای مهربان ما پدر ما بهار ما قرآن و شمع و آینه و سبزه حاضر است جای تو خالی ست ولی در کنار ما... *** چطور باید سال نو را جشن بگیریم؟ چطور باید بدون تو سال جدید رو شادی کنیم؟ چطور باید غم ها و غصه ها ،شادی و خنده ها رو به سال دیگه تحویل بدیم؟ چطور باید سال دیگه رو شروع کنیم؟شاید تحمل کنیم؟ چطور باید... وقتی تو نیستی..........................
خدایا ، اذن.....
امام صادق علیه السلام میفرمایند: نوروز روزی است که در آن قائم ما اهل بیت ظاهر میشود و خداوند او را بر دجال پیروز میسازد و نوروزی نیست که ما در آن منظر فرج نباشیم چرا که آن روز از برای ماست ایرانیان آن را نگاه داشتند اما شما آن را از بین بردید. و این [نوروز] اولین روز سال [برای] ایرانیان است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 اسفند1390ساعت 20:18 توسط یاس |
|
|
دعایی برای رفع مشکلات شدید بسیار مجرب: در کتاب الکلم الطیب آورده است که: دستخطی از یکی از دوستان بزرگوار و صالح و مورد اعتماد و ثابت قدم خود که جزو سادات هم هست مشاهده کدم که چنین نوشته بود: در ماه رجب سال ۱.۹۳ برادر دینی و دوست بسیار دوستداشتنی دانشمند اهل علم عمل امیر اسماعیل بن...جابری انصاری برایم گفت: از شیخ نیکوکار و پرهیزگار و اهل احتیاط در رفتار جناب شیخ علی مکی شنیدم که فرمورد: من به شدت دچار گرفتاری و مشکلات شدم و دشمنانم نیز پیوسته حقوق مرا پایمال میکردند تا جایی که ترسیدم جانم را ننیز از کف دهم. در همین اوضاع دعایی را دیدم که داخل جیبم بوددر حالی که کسی ان را به من نداده بود. از این جریان در شگفت بودم...و پیوسته حیران...تا ان که در عالم خواب شخصی را در قیافه صالحان و زاهدان دیدم که به من گفت:آن دعا را ما به تو دادیم آن را بخوان که از مشکلات و گرفتاری ها رهایی یابی. و برایم روشن نشد که گوینده ان کیست؟ و این چریان بر شگفتی و حیرانم بیفزود تا انکه امام عصر (عج) را در خواب دیدم که به من فرمود: دعایی را که به تو عطا کردم بخوان و به هرکسی که میخواهی بیاموز من بارها آن دعا را تجربه کردم و هر بار به سرعت گشایش در کارم افتاد تا ان را گم کردم و تا مدتی نیافتم و پیوسته تاسف میخوردم و از بد عملی خویش استغفار میکردم تا این که شخصی نزد من امد و گفت:در فلان مکان این دعا از نزد تو افتاده است. البته من به خاطر نداشتم که انجا رفته باشم،ولی به هر حال آن دعا را پیدا کردم و برداشتم َو سجده شکر الهی گذاردم. و دعا این است: بسم الله الرحمن الرحیم رَبِ اَسئَلُکَ مَدَداً روحانیّاً تَقوی بِهِ قوایَ الکُلِیة و الجُزئیة ،حَتی اَقهَرَ بِمَبادی نَفسی کُلُ نَفسٍ قاهِرَةٍ فَتَنقَبِضَ لی اِشارَةُ دَقائِقِها،اِنقباضاً تَسقُط بِه قُواها ،حَتی لا بَیقی فِی الکَونِ ذُو رُوحٍ اِلّا وَ نارُ قَهری قَد اَحرَقَت ظُهُورَه.یا شَدیدُ یا شَدیدُ یا ذَالبَطشِ الشَدید یا قاهِرُ یا قَهّار،اَسئَلُکَ بِما اَودَعتَهُ عِزرائیلَ مِن اَسمائِک اَلقَهریة ، فَانفَعَلَت لَه النُفُوس بِالقَهرِ اَن تودِعَنی هذا السِّرِّ فی هذهِ السّاعّةِ حَتی اُلَیِن بِه کِلَّ صَعبٍ وَ اُذَلِّل بِه کُلَّ مَنیع ،بِقُوَتِکَ یا ذَا القُوَةِ المَتین.
ایندعا در هنگام سحر(در صورت امکان) سه مرتبه،هنگام صبح نیز سه مرتبه و در شب نیز ۳ مرتبه خوانده شود منبع:صحیفه منتخب مهدیه ص ۳۶۴ نشر حاذق مولف:سید مرتضی مجتهدی سیستانی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 اسفند1390ساعت 0:56 توسط یاس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به صد امیــد نهادیم در این بادیــه پای
/ ای دلیـــل دل گمگشتــه فرو مگــذار تو برای فرجت دست دعا را بردار... شیعه را ورد زبان آمین است... گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست چون من در آن دیار هزاران غریب هست یا مهدی(عج)مولا.....ادرکنی ×××××××××××××× از بار گنه شد تن مسکینم پست یارب!چه شود اگر مرا گیری دست؟ گر در عملم آنچه تورا شاید نیست! اندر کرمت آنچه مرا باید هست السلام علیک یا فاطمه الزهـــــــــرا(س) ×××××××× قرار نيست به واسطه نوشتن براي چون اويي طلبکارش باشيم. آمده ایم تا بگوييم: "آقا ما بدهکاريم؛ خيلي هم بدهکاريم..." ×××××××××××× هیچ کس را طاقت لیلا پرستیدن نبود ، زین جهت لیلای من رخ از همه پنهان نمود ××××××××××××××××× اگه به سمت نور بری سایه ها پشت سرت قرار می گیرند |
|
RSS
|